تبلیغات
انواع اس ام اس های عاشقانه.خنده دار.جوک و اس ام اس فلسفی-مجله طنز هفتگی-مطالب و عکسهای رمانتیک-دانستنیها در اس ام اس استار - اس ام اس عاشقانه و جدید تیر ماه93
 
درباره وبلاگ


انواع اس ام اس های عاشقانه.خنده دار.جوک طنز و مطالب و عکسهای رمانتیک-در اس ام اس استار

مدیر وبلاگ : amir amiri
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز نظرت در مورد مطالب وبلاگ چیه









جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • كد موسیقی برای وبلاگ

انواع اس ام اس های عاشقانه.خنده دار.جوک و اس ام اس فلسفی-مجله طنز هفتگی-مطالب و عکسهای رمانتیک-دانستنیها در اس ام اس استار
برای حمایت از ما بر روی بنرهای تبلیغاتی کلیک کنید




به درد هم اگر خوردیم قشنگ است
یه شانه یار هم بودیم قشنگ است
در این دنیا كه پایانش به مرگ است
برای هم اگر مردیم قشنگ است‬


 دعا کردم که تنها مال من شی
توتعبیرقشنگ فال من شی  
دعا کردم بدونی چشم به راتم  
هنوزدلبسته ی بغض صداتم  
اگه بازم دلت بادیگرونه  
چشات دنبال از ما بهترونه  
بزار بایادتودلخوش بمونم  
فقط دلتنگیهات بامن بمونه    



 هربار که دلتنگ میشوم
به خاطر می اورم که دلتنگی
دلیل خوبی برای تکرار اشتباه نیست

 
 
 
 یه عالمه گل براى تو كه لایق محبتى
قربون اون چشات برم كه منتظر پیامكى

 

به سلامتی کسی که بخاطرش سایه ای از اندوه رو زندگیم افتاد برا همیشه و اون دوس داشتن کسه دیگه ای رو به سرم زد به سلامتی م  که حرفاش قلبموطوری زخم کرده که هیچ وقت خوب نمیشم.

 

 از شرکت فرش مزاحمتون میشم اجازه میدی دلم رو فرش زیر پات کنم تا هیچ جا جز دل من پا نذاری   



 هر چی به کارایه زشتم فکر میکنم میبینم تنها کاریه که از دستم بر میاد دیگه کمو کسری هست ببخشید  

 

 هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه‌ای می رسی که زندگیت را روشن می‌کند  

 

 پیامی میزنم اینك برایت  به جبران پیام های زیادت

از آن بابت پیامی میفرستم  بدانی بنده هم هستم بیادت  
 


عجیب است که انسان نه می تواند برای تولدش شادی کند
و نه برای مرگش عزا بگیرد      

 
عقلانیت باز آن عقلانیتی است که فراموش نمی‌کند که
یکی در چند است و چند در یکی      



 زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر كه خلقی را بخندانی


عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگی کنی
چون اگر عاشقانه انتخاب کنی عاجزانه زندگی می کنی       

 

 خدایاهیچ کسی روحتی محتاج مردنکن نامردکه جای خودداره


 یادش بخیر  یه روزی آدما به جای شماره به هم دل می دادن   


 همه برای باریدن باران دعا می كنند   
اما خداوند با كــــودكی است كه چكمه هایش سوراخ است    


وابستگی!!
این جمله بی جان روزی هــزار بار جانم را میگیرد
 

 دروغ هاروابط رابرهم نمی زنند  
معمولااین حقیقت است ک رابطه راازهم می پاشد.

 
 یه جـوری رنگ عوض کنید که آفتاب پرست ازتون تو دادگاه حمایت از حیوانات بخاطر نغض قانون کپی رایت شکایت نکنه عزیزم.

 
 نیاز نیست اطـرافمان پر از ادم باشد

همون چند نفری که اطرافمون هستند

آدم باشند کافیست



میگویند زمـان طلاست اما من چشیده ام دروغ می گویند زمان آتش استثانیه به ثانیه اش میسوازند و تا به شعله ات نکشد نمیگذرد



 به سلامتــی با ارزش ترین‏
 پول دنیا تومن
چون هم تو هستی توش هم من.



 این روزها به هـر کی پروبال بدی   
بجای اینکه باهات پرواز کنه     واست دم در میاره  

 
 و روزی مجـبور خواهی شد که بشکنی
دلی را که روزی چندبار بر سر صاحبش طواف میکردی
بت دل میخواهد برای چه    



افسار دلم دست خدا بود چنین شد ای وای

اگر دست خودم بود چه میشد مقصود

دلم مهر و وفا بود

چنین گشت

گر مقصد من جور و جفا بود چه میشد.
 


در تلاطم آغوشت
احمقانه است شناگر ماهری بودن
در تو
تنـــها باید غرق شد  



كبوترهای قلبم را به ســـویت میپرایم شاید از تو آیین محبت بیاموزند

 

 باغبون براى داشتن یه گل سرخ نوكرى هزار تا خار رو میكنه
باغبونتم



دیگه از حال و هوات بدم میاد   از دل بی سرو پات بدم میاد
تو دیگه اسم من و صدا نزن   دیگه از طعم صدات بدم میاد



 تنها دارویى كه دو خاصیت متضاد داره
چشماى قشنگته كه هم آرومم میكنه هم داغون
 


 باهات میــام نفس نفس  تو آســـمان توی قفس  از اول تا آخرش  دوستــــت دارم همین و بس.باهات میــام نفس نفس  تو آســـمان توی قفس  از اول تا آخرش  دوستــــت دارم همین و بس.


حتـی اگه نباشم مناسبت   هستم همـیشه دیگه مراقبت
حالا به لطف عشق تو عاشقم   تو یه چـیزه دیگه ای موافقم.


تو تمام الفبا می شوی
 و من دوباره باید یاد بگیرم
 که چطور می شود نوشت.


 شـب و صدای کیـبورد
روز و خـوابای بیخود
زندگی و پـرسه هآی بیخود
به امید روزهای بهتر .

 
حسرت یعنی :رو به رویم نشسته ای و باز خیسی چشمانم را آن دستمال خشک بی احساس پاک میکند   .


 آمـدنت را حیران بمانم یا رفتنت را مات بمانم     
باد آورده را باد می برد
قبول
دلم را که باد نیاورده بود. 

 
آنقــــدر تنهایم که کسی نیست تا صندلی را از زیر چوبه ی دارم بکـــشد 
 
 
من می روم
تو می مانی
با دنیایی از خاطرات      
راستی آن روز که
دلداده تو شدم یادت هست ؟
از آن جا به بعدش را پاک کن       


 سخته    سخته غروب باشه   بارون باشه    دلت بودنشو بخواد دلش بودنتو نخواد    بغض كنی   بری یه لیوان اب بخوری كه نكنه اینبار هم این بغض لعنتی بشكنه   اما یه دفعه ای  گرمی قطره اشكتو روی گونه ات حس كنی    داغون میشی برای هزارمین بار هزار بارتوخودت میشكنی    اینه حال من    یعنی تموم میشه یه روز؟؟؟؟
 

 روزهای بارونـــی رو خیلی دوست دارم
معلوم نمشه منتظر تاکســـی هستی یا آواره خیـــابونا 
بخار تو هوا مال سرماست یا دود سیگار   
رو گونه ات اشکه یا دونه ها بارون   

 
 مــــترسک اینقدر دست هایت را باز نکن
کسی تو را در آغوش نمی گیرد   
ایستادگی همیشه تنهایی دارد


سـیگاری که از اول بد میسوزه تا آخرش طعم بدی میده  از کشیدنش زجر میکشی ولی دلت نمیاد خاموشش کنی
این قضیه عجیب منو یاد زندگی میندازه   
 

در ته فنجان قهوه ام کفشهای تو پیداست
نمیدانم می آیی یامیروی
 

میگویند ضعیف شده ای
میگویم سنگینی درس هایم است
نمیدانند سنگینی درس هاییست که از دنیا و آدم هایش گرفته ام


خوش بحال تخم مرغ ها..!!!شانه ای بی منت دارن ک بهش تکیه کنن

 
دوست دارم با یكی بشینم صحبت كنم
بعدش نگم :
كاش بهش نمیگفتم

 
شده ام معادله چند مجهولی
 این روزهاهیچ كس
ازهیچ راهی  مرا نمی فهمد  ؟
 
 
شبیه چشم ابری آسمان  پر از بارانم 
من ماندم و پاییز و سیگار
 


 اینجازن که باشی مهریه ات آب هم که باشدقاضی جیره بندی اش میکند آنچه نقداست فقط جان توست که قسط بندی نمیشود   


 تو چه میفهمی
حال و روز کسی را که دیگر
هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند    
 

 
من همون دیوونه ایم که هیچوقت عوض نمیشه   همونی که همه باهاش خوشحالن اما کسی باهاش نمیمونه   همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میکنن   همونی که تکیه گاه خوبیه اما واسش تکیه گاهی نیست   همون

 

 بدهکار مهربونی قلب یه زنم
اون که از بچگی صدام کرده پسرم
بدهکار یه مرد که خود عشقه
بدهکار خودش و چروک دور چشمش
بدهکار خدا سلامتیش مال من دلش مال شما


بغض های زیاد توی گلوم
حسرت یه آآآه عمیق کشیدنو
به دلم گذاشته
 
 
هی بی وفا شانه هایت مثل بالش مسافر خانه ای است
که سر های زیادی را تکیه گاه بوده است   
 
 
من Remove شدم از زندگى کسى که        
براى داشتنش و براى بودنش خیلىها را از زندگیم Block کردم    


 از تنهایی هایم یاد گرفتم
جلوی تنها پسری که زانو می زنم پسرم باشد
آن هم برای بستن بند کفش هایش

 
 
غروب غمهایت را به هر قیمت خریدارم  اگر همدم شبهای تنهاییم باشی

 

 یادمه یه بار یکی از دوستام چند تا آهنگ غمگین برام ریخت
بهش خندیدم گفتم این آهنگا به چه کارم میاد؟؟شاد بریز   
ولی الان در به در دنبال همون آهنگام
 

 
تنهایی یعنی با تمام وجود بهش بگی دوست دارم و اون بیخیال بگه اشنایی مون اشتباه بوده
 


به انتهای بودنم رسیده ام
اما
اشک نمی ریزم
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند

 


 
هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی بدست گیرند دفتر سرنوشت را رقم زنند خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود

 
هیچ قطاری از این اتاق نمی گذرد
من اینجا نشسته ام و با همین سیگار قطار می آفرینم
نمی شنوی ؟
سرم دارد سوت می کشد

 

 سلامتی بهترین دوستم كه واسه عشقم روز ولتتاین كادو خرید
سلامتی خودمو تحملم



 گوش کن
خاموش ها گویاترند
در خموشی های من فریادهاست   
 


ارام باش دلم   او بی تو ارام است
 

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو ک رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد
موج ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این فاصله ها خواهم مرد
  

یک دو سه را شمردم تک تک  آهسته به دنبال تو رفتم با شک
وقتی بزرگ شدم فهمیدم  تمرین جداییست قایم باشک


 وقتی سایه های بوی انسانیت نمی دهند
همان بهتر كه سایه ای بالای سرم نباشد
اینجا برای حوا بودن آدم كم است      



 هر انسانی یک بار
برای رسیدن به یک نفر
دیر می کند
و پس از آن
برای رسیدن به کسان دیگر
عجله ای نمی کند
 

 ازت بیزارم تنهایی          
ازت بیزارم روزمرگی       
همین شماها دل بیچاره ام را به هر گرگی خوش كردید
بیچاره شكست  تنگ شد  وحالا خیلی گرفته  و با چه رویی بازهم امده ای تنهایی؟؟؟؟



 سلامتی رفقایی که دلیل خندمونن ن شریک و شریک غم مونن نه  دلیل
 
 
میخواستم بدونم واقعا جمعیت دنیا۷ میلیارده؟
پس چرااینهمه دل تنها داریم
 

 درحسرت چشم تو دل ماه شکست
چشمان هزار غنچه در راه شکست
تورفتی وبعد تو دلم مثل بلور
افتاد ز برج شوق وناگاه شکست

 
 
مثل اینکه براش خیلی مهم بودم چون برای همیشه دورمو خط کشید

 

افتاب که غروب میکند غم هایم تازه اغاز میشود  بعد از تو به سایه ام دل بسته بودم  
 
 
چه تند تند میدوی برای فراموش کردنم   
بی انصاف
مگر نمی بینی پاهای خیالم در فراموش کردنت چقدر ناتوانند ؟


 
تن من زخمی است   
یک خراش کمتر یا بیشتر
چه فرقی دارد   ؟
راحت باش
 

 
هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته درمیاورم میبوسمش صیقلی عاشقانه اندکی نمک به رویش نوازشش کرده دوباره بر سرجایش میگذارم از قول من به آن لعنتی بگویید خیالش تخت من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم

 

گاهی باید دور خود یک دیوار تنهایی کشید   
نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی   نه   
بلکه برای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکند   

 
دوستی گفت :
به آتش میکشی پولت را برای سیگار ؟
گفتم : پولم ؟؟
من خودم را به آتش کشیده ام برای او


 
قانون اول عشق صداقت است نه وفا صداقت را در همه کس نمی یابی اما وفا را در سگ هم می بینی
 


یهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر
من تمام خواستن را وجب کردم
هیچکس
هیچکس به اندازه من عاشق تو و بهانه هایت نیست

 

میخوام روی چوب بنویسم که چقدردلم برات تنگ شده بعد با همون چوب اینقدر بزنمت تا بفهمی دلتنگی چه دردی داره!؟...

 

اگر به من بگویی هشتاد بار دور دنیا بچرخ....
هشتاد بار دور تو میچرخم....
چون تو دنیای منی......

 

پرسید : چرا اینقدر سیگار ؟
گفتم : اولین بار توی مه دیده بودمش
 

 هیچگاه جرم ما فقیران ثابت نمیشود
چون اثر انگشتان مان را کارگری سایید  
 

 میگی مهم نیس
أما میدونی چقد مهمه
میدونی خیلی دوسش داری پس نگو مهم نیس
بگو مهمه اما نیست     

 
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم
برای اینکه نگذارم بیایند    


 
دلهره رفتنت دوباره قلبمو شکست       لعنت به اون مسافری که رفتنو یاد تو داد
 

 
تو همیشه میگفتی:من یه تار موی تورا به هیچکس نمیدهم  
اینقدر تارهای موی مرا به این و آن دادی تا کچل شدم
حالا برودست از سر کچلم بردار

 
 اینجا فقط واژه می فروشم و سکوت میخرم
چه تجارت دردناکی ست تنهایی
 

 تنهایی برایم عار نیست   
من خداحافظی کردم با آغوشهای بی در و پیکری که
همه به وقت بی کسی به رویم باز میکنند
 
 
خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است
پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است
گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است


 
اینی که من دارم می کشم  درد بی تو بودن نیست
تاوان با تو بودنه
 


من دلم می خواهد
ساعتی غرق درونم باشم
عاری از عاطفه ها
تهی از موج و سراب
دورتر از رفقا
خالی از هرچه فراق
من نه عاشق هستم
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من دلم تنگ خودم گشته و بس
 

بر تمام قبرهاى این شهربوسه بزن شاید به یاد بیاورى کجا مرا جا گذاشتى من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام صداى کلاغها را نمى شنوى؟دارند برایم فاتحه مى خوانند

 
 
تنهایی یعنی
میگه دوست داره اما
نگاهت رو نمی فهمه   

 
قدرت تنهایی را دست کم نگیرید
این روزها بر همه غلبه کرده
 
 
بی تو میشه زنده بود اما نمیشه زندگی کرد


 قرارمون یه روز ابری زیر نم نم بارون
تو و یارت
من و یادت

 
 سخت است وقتی میدانی اینهمه دل در دنیا هست که هیچکدام برایت تنگ نمی شود


 هیچ چیزی سخت ترازاین نیست که بخاطر کارایی که کردی نتونی روزمادروباوجوده اینکه کنارته بهش تبریک بگی  


 دلم بوی هیزم میخواهد
نانی تازه وگرم
وکمی سادگی
در کنار تو
 

 به بعضی ها باید گفت:
هی فلانی نردبان هوس را بردار و از اینجا برو
با این چیزها قدت به عشق نمیرسد
عشق بال میخواهد که تو نداری
 

هیچ کس نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه  ولی من حداقل میتونم بهش یاد بدم که وقتی شکست با لبه های تیزش دست اونی که شکسته رو نبره


 باز امروز دلم ساز غمگین میزند در درون میجوشد و تار جدایى میزند لحظه ها در گذرند زندگی هم غمنامه خود میزند

 
 دلتنگی هم حس جالبیست
داغ نیست اما
میسوزاند

 
 


 زندگی مثل مردابه شاید زیبا نباشه ولی میشه توش نیلوفری مثل تو پیدا کرد

 


حال من خوب است بی تو گر بپرسی حال من
کاش میشد این دروغ من تو را باور شود

 


 میبینی؟
حالا دیگر به تو هم هیچ حسی ندارم
همانی شدم که میخواستی بسازی
مرده ای بی جان بی احساس و خشک و دلی دارم از سنگ
تنها تو می توانی روح به جسمم بدهی و قلبم را به تپش وا داری
 


دوسـت داشتنت
گناه باشدیا اشتباه
نگاه میکنم تورا.....
حتــی به اشتباه

 

ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ .
ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﮕﺎﻩِ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ,ﻣﺎﺩﺭﻣﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺷﺪﻡ ....
ﺳَــــــــــــــــــــــــــــﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺩﺭﺍ

 
 مرسی که هستی
و هستی را رنگ می آمیزی
 هیچ چیز از تو نمی خواهم
 فقط باش
 فقط بخند
 فقط راه برو
 نه   نه راه نرو
 می ترسم پلک بزنم
 دیگر نباشی

 



 اگه دنیا رو بهم بدن که بی خیال تو بشم تو رو برمیدارم و بیخیال دنیا میشم

 

 دوست مزرعه سرسبزى است كه با امید و عشق در آن بذر مى افشانى و با سپاس آن را درو میكنى

 

 دلتنگی یک حس کشنده ی لذت بخش است
مثل لیسیدن عسل از لبه شکسته لیوان  

 

 هستم ولی نیستم هر لحظه کنارت
نیستم ولی هستم هرلحظه بیادت


 یه آسمون محبت  یه كوله بار صداقت یه دشت پرستاره  پراز گلهای لاله برای قلب صافت هدیه به روی ماهت

 

 گفتمش نقاش را نقشى بكش از معرفت  با قلم نقش تو را با وسعت دریا كشید



 جداکه شدیم هردو به یک احساس رسیدیم
تو به فراغت من به فراقت  یک حرف تفاوت که مهم نیست  هست؟؟

 

تو هر شب بی ادعا در من شعر می شوی   
و من هر روز مغرورانه پز شاعر بودنم را میدهم

 

 دوستت دارم شاهدی ندارم جز کوچه پس کوچه های خلوت دل

 

 خیالت را میفرستی در میان رویاهایم که چی شود؟؟
نبودنت را به رخم بکشی

 

 از ته جاده صدایت می کنم  بی هوا در دوریت هی گریه زاری می کنم  آنقدر بر آسمان فریاد زنم  تادلش رحم آید و با من  بی تابی کند

 

 دلتنگ شدن حس نبودن کسیست که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را میکند

 
بی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را   اشک و آه و ناله ها و درد را
می نویسم بی تو بودن های من پایانم است   بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را

 

 اگه یه روز دیدى تموم درخت هاى كوچه و محله تونو بریدن اصلا ناراحت نشو چون هنوز منو دارى كه بهم تكیه كنى

 

 گاهی وقتا انقدر دلت برای كسی تنگ میشه كه فقط میخوای از خاطرات و رویاهات  بیاریش بیرون و  محكم بغلش كنی



 میدونی كوچكترین ذره تو دنیا كشف شده چیه ؟ دل من  چون برات یه ذره شده



 غمخانه عشق تو را به بهشتی ندهم  یک خار تو را به صد گلستان ندهم  تو معدن عشق و آرزوهاى منى  من دوستی تو را به گنج دنیا ندهم

 

چطوری بگم با چه زبونی بگم درکم کنی تو   فکرشم حتی آزارم میده بخوای ترکم کنی تو

 

 دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که دلت میخواد اونو از تو رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجوت بغلش کنی  



باورش سخته که همزاد دلت
بتونه این جوری با تو بد کنه
اونی که یه روز بهت نفس می داد
حالا راه نفست رو سد کنه

 
 تو مرجانی  تو درجانی تو مروارید غلطانی  اگر قلبم صدف باشد میان آن تو پنهانى

 
خداوند پرسید : می خوری یا می بری ؟
گفتم می خورم  اما افسوس که نمی دانستم لذت ها را می برند
و غصه ها را می خورند

 
 قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست  


میتونم از نگاه مایله تو   بفهمم چی میگذره تو دله تو
بیا که دلم فقط با دل تو پر می کشه   دل من بدون تو نمی تونه نمی کشه

 

 مادرم دوستت دارم به خاطر شب زنده داری هایت برای من دوستت دارم چون با شیره وجودت مرا بوجود آوردی و مرا پرورش دادی مادرم دستانت را میبوسم ومیگویم دوست دارم



 عشق که بهانه نمی خواهد
 تو  را که می بــــــــــــــــینم
بی اجازه می ریزد توی قلبم
خودت قشنگ ترین بهانه ای برای دوست داشتن
حتی گاهی که از چشمانم دوری.....

 

میگن شبا فرشته ها از ارزوی ادما قصه میگن واسه خدا...
خداکنه همین شبا گفته بشه قصه ی تو پیش خدا....



تو
خاطرات زیر باران با خودت داری
بعداز تو
من از عشق  از باران  بدم  آمد...

 

به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم بر سر مزارم مــی آوری
شــــاخــه ای از آن را هــمــیــن امــروز بــه مـــــن هــــدیـــــــه

 

عجـــب زمانه ای شـده
گذشت هم درگذشـت.

 

گاهی خودمان هستیم که بخاطر توقعات بیش از حد باعث دلـشکستگی خـود می شویم



اشک ها قطره نیستند!!!!
بلکه کلماتى هستند که مى افتند فقط بخاطر اینکه پیدا نمیکنند کسى را که معنى این کلمات را بفهمد...


 قاصدكها مرگ مغزى میكنند و اعضایشان را به باد هدیه میدهند  

 

 برای پخته شدن تو این زندگی کافیست
موقع عصبانیت ازکوره در نرویم  

 

 زندگى حکمت اوست
چند برگى را تو ورق خواهى زد
مابقى قسمت توست


ذائـقه ام پیر شده؛
بیست سالگی ام
طعم هشتاد سالگی دارد


از دل نوشته هایم ساده نگذر
به یاد داشته باش
این  دل نوشته ها را  یک دل نوشته

 

هر چقدر هم که ضعیف باشی
گاهــی اوقات
می توانی تکیه گاه باشی!!

 

خیلی ها دورم زدن و رفتــن
تودیگر نرو طعنه های مادرم ازارم میدهد..

 
دیشب ازمزه عشق توبیمارشدم
من چه کردم که به عشق توگرفتارشدم
خواب دیدم که دراغوش منی
اینم ازبخت بد من بود که
بیدارشدم

 
دلم بهانه ات را میگیرد
چقدر امروز حس میکنم نبود تو را
صدایت در گوشم میپیچد و من ساده لوحانه میگویم:
جانم
مرا صدا زدی؟

 


بند کفش هایت را همیشه محکم ببند
کسی چه می داند؟شاید اینجا که قدم می زنیم
درست لبه دنیا باشد

 
خوش به حال آنها که...
دندان عقلشان را کشیده اند!
گاهی که به اطرافم فکر میکنم...
فکرم تیر می کشد

 

توی زندگیت بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه میکوبی
ابر باش که منتظرت باشند که بباری


 
تا نباشد این جدایی ها کس نداند قدر یاران را  کویر خشک میداند بهای قطره باران را

 

 عقل گوید که دل مأوای من است
عشق خندید و گفت یا جای تو یا جای من است

 

 یه گوشه از قلبم هست که همیشه فقط برای بابام میمونه  
همون جایی که خاطرات کودکیم هنوز زنده اند حتی وقتی بزرگ میشم    

 

 خــدایا     
از اول معلوم کن کی مال کیه تا ما دل به مال مردم نبندیم     

 
 
خــواهم خندید حتی اگر دنیا خواهان خندیدن من نباشد

 
 دل ها را احتکار کنید   
شاید روزی ارزشمند شوند  
تنهایی سلام



 گریه نشانه ی ضعف نیست  گاهی نشانه ی یک بخشش است  یک فداکاری گاهی یک ظلم  

 

بیشتر مواقع پشت جمله
عیب نداره  مهم نیست
یه دل شکسته خوابیده   

 

 عصر آهسته ی عجیبی ست
انگار هر چه پراکندگی ست
آمده اند حوالیه همین بی حواس من
جمع شده می خواهند سربه سرم بگذارند
یعنی پاییزهمه ی پارک های جهان
همیشه همین قدر خلوت است؟



 تنهایی خیلی با ارزشه چون خالی از آدمای بی ارزشه
بسلامتی کسی که تنهاست نه به خاطر اینکه نتونسته با کسی باشه چون نخواسته با هرکسی باشه
 


 به سلامتی اونی که
آرزو بود
نفس بود
آرامش بود
رویا بود
ولی خاطره شد
 
 
 
میگن یه لیوان آب خنک آدم رو آروم میکنه ولی دوستای من هیچ کدوم اندازه یه لیوان آب خنک هم نیستن
 

 

 گیرم که باخته ام
اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحه ی بازی بیرونم بیندازد
شوخی نیست
من شاه شطرنجم  

 

 تو بی من خوشبخت شدی
و من
بی تو
موسفید
 

 
 
فرقی نمیکند دختر باشی یا پسر  همین که با دل کسی بازی نکنی مردی


 
در دنیاى ما حتى گرگها هم افسردگی گرفته اند و دیگر گوسفندان را نمی درند به نى چوپان گوش میدهند و میگریند
 

 
زخم هایم به طعنه می گویند: دوستانت چقدر با نمک اند
 

 
دلتنگی پیچیده نیست
یک دل
یک آسمان
یک بغض
و آرزوهای ترک خورده


 دل آدم چه گرم می شود گاهی ساده به یک دلخوشی کوچک به یک دلداری کوتاه
به یک تکان سریعی تو را می فهمم
 به یک گوش دادن خالی بدون داوری

 
 دلتنگم
نه برای هرکس
برای کسی که هیچ کسم نبودوهمه کسم شد



  هی لعنتی
تو بدترین اتفاق زندگی من بودی   
تو باعث شدی از همه ی زیبایی های دنیا دل بکنم٬
و فقط به آغوش تو فکر کنم  
تو بد بودی اما
دلم برایت تنگ شده است   
دلم عجیب برایت تنگ شده است  
تو بد شدی اما
هنوز هم که هنوز است دوستت دارم
عاشقانه تر از همیشه  ......


 
چه تجارت ناشیانه ای بود آن همه نازی که من از تو خریدم

 
 
هوا اینجا نفس گیره
صدام از بغض میگیره
همه چی مثل من اینجا
به این اندازه دلگیره
هنوز فکر میکنم گاهی
کنار من تو اینجایی
ولی تقدیر من میگه
که اینجا نیست تنهایی
 
 
مرا که هیچ مقصدی به نامم
و هیچ چشمی در انتظارم نیست را  ببخشید
که با بودنم ترافیک کرده ام.....


و چه لذتی است در تنهایی
باور نداری ؟
از خدا بپرس   

 


دعای باران چرا ؟
دعای عشق بخوان
این روزها دلها تشنه ترند تا زمین ؟
خدایا کمی عشق ببار

 

دیگر قلبم به تنهایی عادت كرد دیگر اشكم به چشمانم خیانت كرد دیگر شادی در روزهایم گم شد

 

 میدونی چیه؟
حس میکنم داره میرسه روزی که پشیمون شی و برگردی ولی من حتی تو رو یادم نیاد

 

 همیشه میگفتی توسخت ترین شرایط هم كنارتم
ولی دریغ
سخت ترین شرایط رو خودت برام ساختی و جا زدی
 

 
 
انهاکه گفته اند دوری ودوستی یاطعم دوستی نچشیده اندیادرد دوری نکشیده اند
لعنت به هرچه دوری ودوستی


 
دلم می خواهد بخوابم مثل ماهی حوضمان كه چند روزیست روی آب خوابیده است  
 
 
هیچ فکر نمیکردم به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم ودیگر کسی بسراغم نخواهد آمد قلبم شتابان میزندشمارش معکوس برای انفجار در سینه ام و من تنهایی خود را در آغوش میکشم
تنها ماندم

 

 زن اگر دلش عاشق نباشد
انگار چیزی از وجودش کم است
زن است دیگر احساساتیست
تو که میدانی ای مرد
پس پادشاه قلبش باش
نه کودکی که به بازی میگیردش
 


 کسانی هستند که از بیست سالگی شروع به جان کندن میکنند
در صورتی که بسیاری از مردم فقط در هنگام مرگشان
 خیلی آرام و آهسته مثل پیه سوزی که روغنش تمام بشود
خاموش می شوند

 

 از من خواست حلالش كنم
همان كسی كه با بی رحمی محبت هایم را حرام كرده بود
 


تلخ است باور نبودن آن ها که میتوانستند باشند
و تلخ است امروز باور آن ها که ادعای ماندن دارند



 چه لذتی بالاتر از اینکه اسمت قسم راست یک نفر باشد

 

 درزندگی نه گل باش که اسیر خاک شوی و نه باران باش که به خاک بیفتی  خاک باش که گل از تو بروید و باران به خاطر تو ببارد

 

 باید مومیایی کرد تورا تا نسل های اینده بدانند
که رفیق افسانه نبوده

 

 یه وقتایی هم هست
که مزه ی بودن یکی
یه جوری رفته زیر دندونت
که وقتی ازش دوری
همه چی میشه زهرمار



 هوا گرفته بود باران می بارید كودكی با تصور كودكانه خود رو به آسمان كرد و گفت: خدایا گریه نكن درست میشه ما آدما یک روزی بنده خوبی میشیم
 

 
آیا سزای من خار شدن است؟
من که از گل نازکتر به تو نگفتم

 

 هی رفیق
زیادی خوبی نکن انسان است فراموش کار است
از تنهاییش که در بیایدتنهاییت را دور میزند
پشت میکند به تو و به گذشته اش
حتی روزی میرسدکه به تو میگویدشما؟؟؟

 
 
 تو این گرما بیا دیوونه گردیم  تو حوض آب یخ وارونه گردیم
كه این گرماى سوزان كشت ما را  براى هم بیا هندوانه گردیم  

 
این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی :من نگاه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی
 

 
 
ر: روحیه ی
ف: فداکاری
ی: یک
ق: قسم خورده
رفیق یعنی این
 


 مابه هم نمیرسیم اما بهترین غریبه ات میمانم که تورادوست خواهد داشت

 

 بعضی آدما جنبه‌ی آرامش ندارن  این آدما باید همیشه نگران از دست دادن شما باشن
اونجاییکه با رفتارتون خیال اونا رو از بودنتون از همیشه موندنتون راحت کنید دقیقا همونجا بی‌ارزش شدید    

 

 دوستانی که معرفتشان ویترینی بود
در خوشی بودنشان با تو روتینی بود
حیف از عمر و عاطفه ای که خراب کردند
پای کسانی که چهره پنهان زیر نقاب کردند
معنای رفاقت به نوکرم چاکرم خلاصه نمیشود
ولی بهتر که وقت صرف شغالان سگ نما نمیشود



چرا ساكت نمی شوی؟
صدای نفس هایت    در آغوش  او
از این راه  دور هم آزارم می دهد
لعنتی    آرامتر نفس نفس بزن

 

 هی رفیق اگه مسیرت جلوی آینه افتاد این رفیق مارو ببوس  
 گاهی لب های خندان  بیشتر از چشم های گریان   درد   میکشند
حکایت این روزهای من
 

 
هر قدر رفاقت بکنم می ارزی  اظهارصداقت بکنم می ارزی  انقدر عزیزی تو برایم ای دوست  صدبار که یادت بکنم می ارزی

 


 ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺣﺘﯽ ﺩﺳﺖ ﻫﻢ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﻤﯿﺪﻫﻢ
ﺑﺪﺭﻗﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻐﺮﻭﺭﺗﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﻫﺮﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪ ﺟﺎﯾﺶ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﺳﻠﺎﻣﺖ


 آموخته ام: كسی كه یادم نكرد من یادش كنم شاید او تنهاتر از من باشد  

 

 تنهاخریداری که اجناس شکسته رابهتر برمیدارد تنهاکسی که وقتی همه رفتند میماند وقتی همه تنهایت گذاشتندمحرمت می‌شودو تنهاسلطانی که دلش بابخشیدن آرام می‌گیرد نه با تنبیه کردنخدایا باهمه بدیهام دوستت دارم

 
 چو تابستان شد و هنگام كنكور  هزاران بار رفتم تا لب گور
پشیمان گشته ام از كرده ی خویش  نبرده علم كار بنده را پیش  


 هوای آنطرفها اگر آفتابی ست
 اینجا  دلی  هست
 که بدجور
 هوایش طوفانی ست  


 اگر  عادت  را با عشق اشتباه نگیریم
دیگر در خیالمان نمی آید
آنکه بیخیال ماست

 
پروردگارا
به خواب دوستانم آرامش
به بیداریشان آسایش
به زندگیشان عافیت
به عشقشان ثبات
به مهرشان وفا
به عمرشان عزت
به رزقشان بركت
و به وجودشان صحت عطا بفرما





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 تیر 1393 :: نویسنده : amir amiri
نظرات ()
شنبه 1 مهر 1396 07:54 ب.ظ
I have been browsing online more than 4 hours today, yet I
never found any interesting article like yours. It is pretty worth enough for me.
In my opinion, if all website owners and bloggers made
good content as you did, the net will be a lot more useful than ever before.
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:07 ب.ظ
These are in fact impressive ideas in about blogging.
You have touched some fastidious points here.
Any way keep up wrinting.
جمعه 16 تیر 1396 02:23 ق.ظ
My brother suggested I would possibly like this blog. He was once totally
right. This submit truly made my day. You can not imagine simply how a lot time I had spent for this information! Thanks!
سه شنبه 6 تیر 1396 05:09 ق.ظ
Exactly what I was looking for, thanks for putting up.
پنجشنبه 1 تیر 1396 09:42 ب.ظ
First off I would like to say superb blog! I had a quick question that I'd like to ask if you don't mind.
I was curious to find out how you center yourself
and clear your mind prior to writing. I've had a difficult time clearing my mind in getting my thoughts
out there. I do enjoy writing but it just seems
like the first 10 to 15 minutes tend to be lost just trying to figure out how to
begin. Any recommendations or hints? Cheers!
شنبه 30 اردیبهشت 1396 05:35 ق.ظ
Excellent post. I certainly love this site. Thanks!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:11 ق.ظ
Today, I went to the beach front with my children. I found a sea shell and gave it to
my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear."
She put the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside
and it pinched her ear. She never wants to go back! LoL I know this is completely off topic but I had
to tell someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر