تبلیغات
انواع اس ام اس های عاشقانه.خنده دار.جوک و اس ام اس فلسفی-مجله طنز هفتگی-مطالب و عکسهای رمانتیک-دانستنیها در اس ام اس استار - اس ام اس غمگین
 
درباره وبلاگ


انواع اس ام اس های عاشقانه.خنده دار.جوک طنز و مطالب و عکسهای رمانتیک-در اس ام اس استار

مدیر وبلاگ : amir amiri
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز نظرت در مورد مطالب وبلاگ چیه









جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • كد موسیقی برای وبلاگ

انواع اس ام اس های عاشقانه.خنده دار.جوک و اس ام اس فلسفی-مجله طنز هفتگی-مطالب و عکسهای رمانتیک-دانستنیها در اس ام اس استار
برای حمایت از ما بر روی بنرهای تبلیغاتی کلیک کنید





 دوستی اتفاق است  جدایی رسم طبیعت  طبیعت زیباست  نه به زیبایی حقیقت  حقیقت تلخ است  نه به تلخی جدایی  جدایی سخت است نه به تلخی تنهایی  


 چقدر سخته دستای عشقت رو توی دستای یه غریبه ببینی و چیزی نتونی بگی جز اینکه بگی آهای غریبه مواظب دستای عشقم باش


 ماهیگیر دلش سوخت
اینبار ماهی بود که از تنهایی قلاب را ول نمیکرد

 

 سنگ دربركه مى اندازم و میپندارم
باهمین سنگ زدن ماه بهم میریزد
كى به انداختن سنگ پیاپى درآب
ماه رامیشودازحافظه آب گرفت


 عشقم بریم دنبال لباس عروس؟
چراآسمون دلم ابری میشه وقتی این سوالو تو دلم ازت میپرسم
بارون گرفت

 


 دلم روی گاز است
هود را روشن کن 


 به جان چشمانت قسم این بار آنچنان رفتنی ام که کاسه های آب را هم قسم دهی
نه آن روزها باز می گردند و نه من   
 

 دوست داشتن تویی که لایق محبت نبودی  اسراف محبت بود   


 گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر میشود
که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم
و روی آن دراز بکشم
آرام و آسوده
مثل  ماهی  حوضمان
که چند روزیست روی آب است

 

 در دنیای تنهایی خود
نقاش خوبی شدم
سختی کشیدم
آه کشیدم
درد را هم کشیدم
اما
نتوانستم از یک نفر دست بکشم

 
 خاموشی بهانه است
مشترک مورد نظر فراموشی دارد

 
 غم اگر ترکم کند تنهای تنها میشوم
این قانون عشق است
دل عاشق به وسعت آسمان هم که باشد
فقط برای عشقش تنگ میشود
وقتی کنارش نباشد


 من نه محتاج عشقم  نه محتاج نگاهی كه بر من بلغزدمن خودمم و حس تنهایی كه بر صد ها هوس می ارزد

 
 خدایا چقدر میگیری ک بگذاری شب اول قبر قبل از اینکه تو ازم سوال کنی من ازت بپرسم چرا؟؟؟

 
یه رابطه پایدار
یه عشق بی نهایت
یکم صداقت
یذره هم درک
ته ته ارزوهامه
فک نکنم از خدای ب اون بزرگی خواستن این 4تا چیز زیاد باشه


 تاریكم اى یلدا مهتاب میخواهم
لب تشنه ام اى اشكسیلاب میخواهم
در حسرت موجمباران كفافم نیست
درمان درد منباران نم نم نیست


 خدایا دلم معجزه میخواهد
از آن معجزه هایی که
به هنگامه ی وقوعش
خدایا دوستت دارم خدایا شکرت
میان هق هق  گریه هایم
گم شود
خدایا دلم معجزه میخواهد
معجزه ای در حد خدا بودنت


 غیرازغم عشق تو ندارم غم دیگرى شادم که جزاین نیست مرا همدم دیگرى

 
 میدونی سخت ترین لحظه تو زندگی یه آدم چیه؟
وقتی بفهمی واسه کسی که تمام زندگیته فقط یه تجربه هستی


 ﺑﻬﻤﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﮑﺸﻢ
ﺗﺎﺯﻩ ﻣﺰﻩ ﯼ  ﻣﺎﺭﻟﺒﺮﻭ ﻭ  ﮐﻤﻞ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﻢ
ﺑﺎﺯ ﻣﯿﻔﻬﻤﻢ ﮐﻪ ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﻨﺪ
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﮐﻤﺘﺮ ﺗﻠﺨﯽ ﻣﯿﮑﺸﻨﺪ  


 میگن رفیق بی كلك مادر منكرش نمیشم اما من میگم رفیق بی كلك خدا زمانی كه میتونست مچت رو بگیره دستتو گرفت

 

 غم دانه دانه بر صورتم میریزد شور است طعم دوریت  


 خدایا نذار وابسته ی كسی بشیم كه سهم ما نیستآمین


 تنهایی‌ یعنی خیلی‌ دلم می‌خواد به بعضی‌ از آدما که بعد از یه مدت باهام تماس میگیرن و می‌پرسن خوبی‌؟ چه خبر؟ بگم این چیزا رو ول کن بگو چی‌ می‌خوای  


 شمع بود و شمع بود و من بودم و غم شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم  

 
 خدا از بهترینها فقط یه دونه خلق كرده  دقت كردی چقدر تنهایی؟

 
 توکه رفتی پریشون شد خیالم  همه گفتن که من دیوانه حالم  نمیدانندکه این دیوانه در فکر شفا نیست  که هر چه باشد اما بی وفا نیست


 به خاطره هایت بگو که به یادم نیایند  من تو را میخواستم اما قسمتم این شد  خاطرات تلخ و شیرینت  

 عجب آدما ی باحالی هستیم ما موقعی که همه ی اونایی که دوستمون دارن پیشمون هستن میگیم می خوایم تنها باشیم موقعی ایی که تنهاییم میگیم چرا تنهاییم  

 
 مردن و گم شدن از ماستنه از فاصله ها
دل از اینهاست که تنهاست نه از حادثه ها
گرچه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها  

 
 ماندنت رویا نبود  گفته بودى با تو مى مانم ولى رفتى و گفتى که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزاى ما نبود من دعا کردم براى بازگشت  دست هاى تو ولى بالا نبود     

 
 سرم را شاید بتوانند دیگران گرم كنند اما وقتى تو نیستى هیچكس نیست دلم را گرم كند

 

 کلمات هم با من قهر کرده اند
از بس که این اواخر تلخ مینویسم

سایه ام امشب زتنهایی مرا همراه نیست  گر در این خلوت بمیرم هیچ کس آگاه نیست  من در این دنیا بجز سایه ندارم همدمی  این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست  

 
 تو را در مثنوی پیدا نکردم حضور دیگری پیدا نکردم سرودم هر غزل تنها تو بودی برایت ثانوی پیدا نکردم  

 

 نفسهایم بی تو بوی خاکستر سیگار پیرمردی را میدهد که به جوانیه از دست رفته اش می اندیشد اما نه انگار در نبودت پیرتر از پیرمردی شده ام که زیر سایه عصایش نشسته و با خدایش حرفها دارد  

 
گاهی احساس می کنم تنها هستم  
ولی خوب که فکر میکنم میبینم بزرگ  شده ام
به راستی شاید بزرگ شدن یعنی تنهایی یا

 

 ای سراپا همه ناز رفتنت را به خدا آمدنی نیست دگر تو نخواهی آمد بی جهت منتظر معجزه ام   


 رفتی اما خاطراتت شده جزئی از وجودم عاشق غریبه هایی کاش منم غریبه بودم  


 یک نفر آمد صدایم کرد و رفت  با صدایش آشنایم کرد و رفت  نوبت اوج رفاقت که رسید  ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

 
 آنقدر خسته ام  
از زندگی  
که اگر بگویند فردا میمیری
جشن میگیرم

 

 دل كندن اگر كار آسانى بود فرهاد به جاى بیستون دل میكند
 


 وقتی دلتنگی به یاد کسی باش که دوستت داره وقتی سکوت کردی یاد کسی باش که محتاج صداته وقتی نا امیدی به یاد کسی باش که تنها امیدش توئی

 
 غروباى جمعه دلم میگیره  بى تو این سه شب و اون سه شب هر سه شب غروب جمعه است
 
 
بساط کرده ام
و تمام نداشته هایم را
ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ
بی انصاف چانه نزن
ﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﻢ
به قیمت عمرم
تمام شده


 به یادت آرزو كردم كه چشمانت اگر ترشد
به شوق آرزو باشد نه تكرار غم دیروز


 این هم از یک عمرمستی کردنم  سالها شبنم پرستی کردنم  ای دلم زهر جدایی را بخور چوب عمری با وفایی را بخور ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت  آه عجب کاری به دستم داد دل  هم شکست و هم شکستم داد

 
 هیچ وقت رو دیوار دل كسی یادگاری ننویس   چون بعد از رفتنت پاك كردنش خیلی سخته.

 
 آنقدر زیر لبم نام تو را
زمزمه كردم  كه لبم سوخت
ولی نام تو را  توبه نكردم


 فكر تنهایى نباش تنهایى خودش تنهاست  به فكر كسى باش كه بى تو تنهاست

 
نام: بی نام
صدایم:سکوت
خوراکم:غم
دلم:خون
کوله بارم:حسرت
وطنم:غربت
گناهم:عشق
همدمم:تنهایی
تنها کلامم:دوستت دارم  


 هر کس که دلی داشت به دلدار سپرد
این دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز
 

احمقانه تر از دوست داشتن های یك نفره
تنهایی های دو نفره ست


 باور کن که نیازی نیست
به یاد کسی که نیست
اولش ترسناک  بعد دردناک  و بعد آزاد و رها و شاد
فراموش می کنم


 دیگر تنها نیستم
مدتی ست با تو در خودم زندگی می كنم


 از شما چه پنهون
گاهی سایه اش را پشت پنجره   
نگاهش را جلوی آینه   
و خودم را در آغوشش حس میکنم   
آب در هاون میکوبد خیال من  

 
 تقصیر خودم است
عشق را به کسی ارزانی کردم که از زندگی  جز آب و علف روزانه نه میفهمد نه میخواهد


 سخت است
کوه دردباشی ودیگران
به آرامش ظاهرت حسادت کنند

 
 دلم را در چاه انداخته‌ام
و منتظر چهل عاقلی نشسته‌ام
که می‌دانم
هیچ‌وقت نخواهند آمد
خودمانیم دیوانگی هم عالمی دارد  


تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم  گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد


قراربود یک عمر پیشت باشم اما میگی نمیشه
حداقل بزار برات یه رفیق بمونم
فقط یه رفیق همین
 
 
بی تو قلبم كم آوردبعد از تو فقط تنهایی بود كه دوام آورد


یك عمرقفس بست مسیرنفسم را
حالا كه دری هست مرابال وپری نیست
حالاكه مقدرشده آرام بگیرم
سیلاب مرابرده وازمن اثری نیست بگذاركه درها همگی بسته بمانند
وقتی كه نگاهی نگران پشت دری نیست

 
 
کسی که یک بار رفته  اگر هم برگرده  یادت باشه که دیگه راه رفتن رو یاد گرفته   
 

سرد است اما سرما نمیخورم تو نگران نباش کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را گرفته است

 
دلم راسخت می شكنی واسان عذرخواهی می كنی
این عادلانه نیست

 
دیشب به یادت تمام ستاره های آسمان را شمردم  تازه فهمیدم چقدر آسمان كوچك است
 

عزیزم حسادت نکن  این که بعد از تو بغل گرفته ام  زانوی غم است

 
چشمانم به دنبال بهانه ای هستند برای باریدن
 و چه بهانه ای ابری تر از نبود تو در کنارم؟

 
حاصل سبزترین باور من برگ زردی است که از لای ورق های دلم میریزد
مانده ام سخت غریب
دیگر از سبز ترین حادثه ها می ترسم
 

دل من یه روز به دریا زد و رفت  پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی برایش کهنه بودن  خودش را در مرده ها جا زد و رفت   

 
تواگرمیدانستی که چه زخمی داردخنجرازدست رفیقان خوردن

ازمن خسته نمیپرسیدی که چراتنهایم

 
 خدایا برای اثبات بزرگ بودنت خیلی کوچکم کردی

 
 یه وقتایی هست
نه گریه کردن آرومت میکنه
نه نفس عمیق
نه یه لیوان آب سرد
نه داد زدن


بحساب خیالبافی ام مگذار اما ستاره ای دارم در تاریکترین شبهافقط خواستم بدانی که میتوان دلخوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما

 
وقتی گلدون خونمون شكست پدرم گفت:قسمت این بود مادرم گفت: حیف شد برادرم گفت: كاش دو تا داشتیم خواهرم گفت: قشنگ بود
اما وقتی دل من شكست كسی به فكرش نبود
هیچكس

 همیشه از این می ترسم که وقتی بیائی  جز تنهائی بلد نباشم  
 
یاد بگیر:
گاهی نباید ناز كشید
انتظاركشید
 آه كشید
درد كشید
فریاد كشید
تنهآ باید دست كشید و رفت
 
 
بعضی آدما وقتی میان كه تو دیگه از تنهایی در اومدی حالا دیگه مونسی مثل غم اعتیاد بیماری داریپس ای بعضیا برید و عشقبازی منو بهم نزنید
 
 
تو گفتی برمیگردی قبل یک ماه ولی یک ماه و ششصد روزه رفتی


 زمانی شعر میگفتم برای غربت باران
حال تنها ترم تنهاتر از باران

 
 چقد باهات حرف دارم و چقد خرابم
کاش لااقل بودی میدادی ی خط جوابم

 
خوابیده بودمکابوس دیدم
ازخواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم
افسوس
یادم رفته بود که از نبودت به خواب رفته بود


 
چه رسم عجیبیه همیشه اون موقعی که بهشون نیاز داری تنهات میزارن و اون موقعی که دیگه نیازی بهشون نداری برمیگردن پیشت اما ای کاش اونا هم میدونستند که چه زود دیر میشه انقد دیر که دیگه جایی واسه اونا نمیمونه نه تو قلبت نه تو زندگیت


 دل من   
غصه نخور
تو چه میدونی شاید اونکه رفتنش رو نامردی دونستی
از ترس وابستگی رفته     

 

 الهی آنکس که درتنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت
به حق تنهاییت درتنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار


در خیالم پشت سرت آب ریختمنه برای اینکه برگردیتا پاک شود هر چه ردپای توست از زندگی ام
 
تو رفتی و منو تتنها گذاشتی
تو رفتی و قلب منو شکستی
تو رفتی و داغونم کردی
تو رفتی اما خوشبختی
تو رفتی اما من خدا رو دارم
 

دلم را سخت میشکنی و آسان عذر خواهی می کنی
این عادلانه نیست
 

تیغ روزگار شاهرگ كلامم را چنان بریده كه سكوتم بند نمی آید

 
ﺩﺭﺩﻧﻴﺎﻓﻘﻄ یك ﻧﻔﺮﻟﺒﺨﻨﺪﻡ ﺭﺍﺧﻮﺍﺳﺖﺍﻥ ﻫﻢ ﻋﻜﺎﺱ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ پولش را گرفت   

 
 خدایا من میدانم توهم میدانی که شدنی نیست
حتی اگرمعجزه کنی بازهم اویک آرزوی محال است


بمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان و تماشا کن !
کسی که دیروز برای ماندت دست به دعا برداشته بود...
امروز برای رفتنت نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــذر کرده است...

آدمَـــــــــــــــــــــــــــــــــا!
به اندازه کمبودهاشون!
دیگران رو آزار میــــــدن!

 

ســـــــــــــــــخته
توبــــــــــــــخوای!
اونــــــــــم بخواد!
سرنوشت نخواد!!


من به حکم خود قریزه عمل کردم
دستی تکان دادم و راهم را گرفتم و رفتم
ولی به حکم احتمال منتظرت میمانم ...


آخرین شعر من را قاب بکن و پشت نگاهت زیبایت بگذار تا ک تنهایی تو از دیدن آن جا بخورد و بداند که دل من با تو است در همین یک قدمی ...
 

دستانش بوی گل عقاقی میداد

او را به جرم چیدن گل های عقاقی محکوم کردند
نگفتند شاید او گلی کاشته است ... 

وقتی رفتی تا آخر برو، وقتی ماندی تا آخربمان
این تن خسته ست
از نیمه رفتن ها
از نیمه ماندن ها  ...


عادت کردیم به پاک کردن اول اشکامونو پاک کردیم بعد همدیگه رو  ...


کسی که برای محبت حدود قائل می شود
معنی محبت را نفهمیده است
درد مرا شمعی می فهمد که برای دیدن یک چیز دیگر آتشش میزنند  ...


رفتن تو را اصلا خیالى نیست نازنین
فقط من مانده ام چگونه ؟! در چشمانى به آن همه زلالى ؟؟؟
جا داده بودى آن همه دروغ را ؟؟! 


دست بر شانه های من میزنی تا بتکانی تنهایی من را ؟ هه مرسی
نکان دادن برف ار روی آدم برفی چه سودی دارد ؟
 

تکیه بده اما :
به شونه هایی که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد و برود ....


امروز
بعد از سال ها
دفترچه ای که تمام حرف هاش
خاطره هاش
بغض هاش
از تو بود رو باز کردم
صفحه ی اولش نوشته بودم:
آتش زدن خاطره ها کار سختی نیست !!!

 
نبودن هایی هست که
هیچ بودنی جبرانش نمی کند
کسانی هستند که
هرگز تکرار نمی شوند
و حرف هایی که معنیشان را خیلی دیر می فهمیم .... !!
 

اشکهای مادرم رامیبوسم
شور است بس که روی زخمهایش نمک پاشیدم  ....


دستم به بیداریت که نرسید 
این بار خواهشم را عوض خواهم کرد:
گوشه دنجی در خوابهای آشفته ام با من قرار بذار   
به آغوش خیالیـت هم راضی هستم ....

خیلی دیره
وقتی که تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بود
بیشتر از دیگران دوستت داشت
ولی تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغی باشه ...

 
دیگه پای نقاشی هام امضا نمیزنم
من
بدون تو
فقط درد میکشم درد ...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 12 تیر 1393 :: نویسنده : amir amiri
نظرات ()
دوشنبه 5 تیر 1396 03:14 ق.ظ
As the admin of this web page is working, no hesitation very rapidly it will be famous,
due to its feature contents.
سه شنبه 2 خرداد 1396 02:25 ق.ظ
Fantastic post but I was wanting to know if you could
write a litte more on this topic? I'd be very thankful if you could elaborate a little bit further.
Kudos!
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:52 ب.ظ
Thanks , I've recently been searching for info approximately this topic for
ages and yours is the greatest I've discovered till now.
But, what about the bottom line? Are you certain in regards to the supply?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر