تبلیغات
انواع اس ام اس های عاشقانه.خنده دار.جوک و اس ام اس فلسفی-مجله طنز هفتگی-مطالب و عکسهای رمانتیک-دانستنیها در اس ام اس استار - اس ام اس عاشقانه شهریور93
 
درباره وبلاگ


انواع اس ام اس های عاشقانه.خنده دار.جوک طنز و مطالب و عکسهای رمانتیک-در اس ام اس استار

مدیر وبلاگ : amir amiri
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز نظرت در مورد مطالب وبلاگ چیه









جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • كد موسیقی برای وبلاگ

انواع اس ام اس های عاشقانه.خنده دار.جوک و اس ام اس فلسفی-مجله طنز هفتگی-مطالب و عکسهای رمانتیک-دانستنیها در اس ام اس استار
برای حمایت از ما بر روی بنرهای تبلیغاتی کلیک کنید




من در شب تیره غیرت فانوسم / با لهجه ی تبدار جنون مانوسم
چون تیغ که در دامن خون می رقصد / یک روز لب حادثه را می بوسم . . .

ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد
در این دنیای تنهایی به ما یاور نمی گردد
هزاران بار جان دادم به عشقش روز و شب اما
دریغا خُلقِ بی مهرش به ما خوشتر نمی گردد . . .

من رسم دوستی ام مثل نان نیست
که گرمش سر سفره دل باشد
و سردش سهم نمکی
چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم


وحشت ازعشق که نه
ترسم ازفاصله هاست
وحشت از غصه که نه
ترسم ازخاتمه هاست
صحبت ازکشتن ناخواسته عاطفه هاست


به تو وابسته ام ، مانند سربازی به سربندش
تو معروفی به دل بردن ، مونالیزا به لبحندش
چه حالی داشتم با رفتنت ، سربسته می گویم
شبیه حال مردی ، لحظه ی اعدام فرزندش . . .

کلاً “اعتیاد” خانمان سوزه …
چه به مواد مخدّر … چه به یه دوست خووووووب !

همانقدر که دوستت دارم
همانقدر از من فاصله میگیری
و من متنفرم از “نیروی دافعه” . . .

یادت باشه
وقتی دلبر داری
باید از بقیه “دل” برداری . . .

بازی ایران آرژانتین را که یادت هست ؟
من در دفاع از عشق تو مانند ایرانم
با مشکلات زندگی جنگنده “تا” کردم
یک اشتباه ساده ، آخر کرد ویرانم . . .

خوابید بدون شب بخیر
شاید میدانست بی او هیچ ساعتی از زندگیم خیر نیست . . .

همه چیزها در دو صورت با ارزش می شوند :
1 – قبل از داشتن
2 – بعد از از دست دادن

دور از تو آنچه سمت چپ سینه ی من است “دل” نیست
موزه ی درد معاصر است . . .

میترسم آنقدر دوستت بدارم
که خدا شک کند شروع عشق واقعی از ما بوده یا آدم و حوا . . .

سیب سرخی بوده ام خواهان فراوان داشتم
مانده ام حالا فقط با جای دندان هایشان !

آن روز که آتش محبت افروخت
عاشق روش سوز ز معشوق آموخت
از جانب دوست سر زد این سوز و گداز
تا در نگرفت شمع پروانه نسوخت

بیهوده می گشتم
اصلا گم نشده بود
نیمه دیگرم
بلیط من از اول نیم بهاء بوده است !

پتروس کجایی !؟ شکافی در چشمهایم پیدا شده
دیر برسی دلم را اشک برده …!

داشتنت مثل هوای برفی یا نم نم باران جاده شمال
یا مثل آن بغلی که عاشقت است و تنهایت نمی گذارد
و یا مثل برگشتن آدمی که سالهای سال منتظر آمدنش بودی ، آی می چسبد !

مرا با خیالت تنها نگذار
خیالت اصلا به تو نرفته است
مهربان نیست !
آزارم می دهد
دلم خودت را می خواهد

کاش توی این جاده یه تابلو نصب میکردن واسه دلخوشیم
“تو” ، دو کیلومتر !

هیچ صدایی گوش خراشتر از صدای پای تو نیست
هنگام رفتن !

سخته از بغض گلو درد داشتن
سخته از گریه یه جفت چشم همیشه تر داشتن
سخته تو حسرت یک نگاه موندن
سخته … عشق یک طرفه داشتن

ﻣﻦ ﺁﻥ ﺍﺑﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ
ﻫﻤﺎن ﯾﻮﺳﻒ ﮐﻪ ﮐﻨﻌﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ
ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ

دوست داشتن یعنی اینکه :
محبت کنی حتی اگر تحقیر شی
بزرگی کنی حتی اگر کوچیک شی
عشق بورزی حتی اگر محکوم شی

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید :
اگه توی خونه باشیم دستگاه رو خاموش کنیم
اگه توی سینما باشیم سالن رو ترک کنیم !
ما توی زندگیمون هیچوقت کسانی که زحمت های اصلی رو برای ما میکشن نمیبینیم
ما فقط دوست داریم کسانی رو ببینیم که برامون نقش بازی میکنن !

کمی از مرا بده
بروم کمک بیاورم
بیشتر عاشقت شوم !

ماه را مـــی بوسم
دهانم بوی ” تو” را می گیرد !

من فقط ساز “تو” ام
تنها ” تو” نوازشم کن
تنها “تو” مرا بنواز !

چشمهایت حرف می زنند و لب هایت پلک
کدام را ببینم؟! کدام را ببوسم؟!

کار دیگری نداریم من و خورشید
برای دوست داشتنت
بیدار می شویم هرصبح !

این گل ها که می بینی
گل نیستند، “تویی”
تکثیر شده ایی !

بدهکار هیچکس نیستم
جز همین ماه،که “تو” را مدام به یادم می آورد !

ای در دلـــــــم نشسته…
از “تو” کجا گریزم،کجـــــــــــا…؟!

“تو” در آسمــــــان هایی
اینجا روی زمین
تنها با تصویرت عاشق می شوند !

خورشید را می مانی
درخشش ات همیشگی ست !

هرصبح با صدای عطر “تو” بیدار می شوم
کوکِ ساعت بهانه است !

دیوانه ایی دیروز از یک ماهی انتظار پرواز داشت
شگفتا؛مثل این ست که از من بخواهند فراموشت کنم !!

کاش لبخند بودم
درست روی لبت
نقش می بستم !

“تو” با همه ی جهان فرق داری
و من عاشق همین حس تبعیضم !

ابر و باد و مه و خورشید و من و چرخ و فلک
آه خوبم نفس چند نفر دست “تو” است ؟!

کفش ها چه عاشقانه هایی با هم دارند !
یکی که گم شود دیگری محکوم به آوارگیست

او راحت از من گذشت
خدایا از او راحت نگذر …

قفس یعنی دهان من
وقتی زبانم روی اسم تو قفل می شود

زمستان سرد نیست درد است
وقتی دست هایم تنها خودم را به آغوش می کشند !

در سینمای چهار بُعدی چشمانت
برنده ی هفته سیمرغ بلورینِ بهترین تماشاچی می شوم . . .

فقط یکبار میتوان عاشق شد
بار دوم دیگر خبری از جنسِ اصل نیست . . .

از سرمای زمستان نمی ترسم
وقتی به تو گرم است “دلم

یعقوب یادم داده است ، دلبرت وقتی کنارت نیست
کوری بهتر است از دیدن


عاشق شده ام بر تو ! تدبیر چه فرمایی؟
از راهِ صلاح آیم؟ یا از درِ رسوایی؟

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است ، من اما نگرانم
ای عشق ! مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم

چشمانم را به ابرها قرض می دهم
کافیست عکست را نشانم دهند
خشکسالی چند سال اخیر را جبران خواهم کرد

چو قلب شب تاریک تنهایی هایم دوستت دارم
چو بامداد خوش دوستت دارم

به یاد تو و یادهایت شب نشستم بیدار
چه خواب باشم چه بیدار باشم دوستت دارم

از عطر نگاه باغ ها دانستم
نام دگر بهار ، لبخند خداست …

بگذار بسوزیم
صدایمان به آسمان نرسید شاید دودمان  برسد

تو را میخواهم
برای یک لحظه زیستن
و بعد از آن بگذار باران تا ابد ببارد

بی خیالم نشو
حتی اگر مرده باشم ، شاید زنده ام کند نفس مهربان تو

حالا که رفته ام
هر روز، پشت پنجره می ایستی به  ” شاید دوباره برگردد ”  فکـر میکنی!
چه فایده؟
هیچکس، حتی به اشتباه دو بار به کوچه ی بن بست نمیرود

من پیوسته از تو گریخته ام
و به اتاقم ، کتابهایم ، دوستانِ دیوانه ام
و افکارِ مالیخولیائی ام پناه برده ام
قبول دارم که کلّه شق بودم
اما تو هم همواره فقط در پی اثبات سه چیز بودی :
اول آنکه در این ارتباط بی تقصیری
دوم آنکه من مقصرم
و سوم ، با بزرگواری تمام حاضری مرا ببخشی

وقتی راس ساعت دلتنگی  چشمانت  آونگ انتظار می نوازد
و سهم دستانت تنها  لمس پنجره باران خورده ی اتاقت می شود
ایستاده هم می توان مرد

زیباترین دریا را هنوز نپیموده اند
زیباترین کودک هنوز بزرگ نشده
زیباترین روزهایمان را هنوز ندیده ایم
و زیباترین واژه ها را هنوز برایت نگفته ام
درد دارد وقتی تنهـا پیروزیـت در زنـدگی جـدایـیـت باشـد

چه غریب است حالم
همانند کبریتی است که میداند فقط ساخته شده است تا سوخته شود

حضورت درکنارم تکان دهنده ترین خبرسال برای حسودان است
بیا واین موج تکان را اغازکن

دیشب باران قرارباپنجره داشت
روبوسی آبدار باپنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک چک چک چه کاربا پنجره داشت ؟

عاشق روزهایی هستم که؛ بدانم خوشحالی حتی اگر ندانم چرا

بدی آدم نمک نشناس اینه که وقتی یاد کارایی که براش کردی میوفتی به خودت بیشتر فحش میدی تا اون

خیلی سخته
برای رسیدن به اون که خیلی دوسش داری انتظار بکشی و
آخر سر سهم این انتظار شیرین یه پایان تلخ باشه

ﭼﯿﻪ؟ ﭼﯿﺰی ﺷﺪﻩ؟ ﭼﺮا ﺳﺎﮐﺘﯽ؟
دوس داری اﻧﺘﺤﺎری ﺑﺰﻧﻢ ﯾﺎ آرپىﺟﯽ؟

ببین
من همون عشقتم که به نفر بعدیم گفتی عشقای قبلی سوء تفاهم بود

‏از ی جایی به بعد همه ی انتظاری ک
از آدما داری اینه ک عوض نشن

گوش هم نمی دهىولى من میدانم ک هنوز همانم ک دوستت داشت
اما کمى شکسته تر
گاهى دلنوشته هایم
تلخ و گزنده میشوندچه کنم؟ دلم پر است  تو به دل نگیر

 مهربانیم را چنان گریاندند که بوی نا گرفت
 نامهربان شدم  
براستی مهربانی تا کی؟

قلبمون اوج بگیره اما زود بال تو خسته شد
و روزها و سال ها بی حضور تو و ب یادتو گذشت

همیشه مثل باران باش اما چشم کسی را بارانی نکن
 
تمام سیگار های دنیا رو هم دود کنی
تنهاییت
توجه هیچ کس رو جلب نخواهد کرد
جز
پیرمرد سیگار فروش



خدایاا
مرا که آفریدی گارانتی هم داشتم؟
دلم از کار افتاده

به شادی
تو را دارم؛
به اندوه
جهان را
به اشکهای سرگردان
من جز آغوش تو ,حتی به دیوار هم تکیه نمی کنم

ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺣﻞ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻏﻢ
ﻗﺎﯾﻘﯽ ﻣﯿﺴﺎﺯﻡ ﺍﺯ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ
ﺑﺮ ﺩﻭ ﺳﻮﯼ ﭘﺮﭼﻤﺶ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻧﻮﺷﺖ
ﯾﮏ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﺎﺭ ﺑﯽکسی

آن قدر خوبی که تنها یادت کافی است
تا که پر کند تمام حجم تنهایی مرا
 
شنیده بودم که میگن همشون سر و ته یه کرباسن ولی من میگفتم مال من با بقیه فرق میکنه
فقط فرقش این بود که زرنگ بود دیر تونستم بشناسمش به همین سادگی
 
اسم قاشق رو گذاشتن قطار هواپیما کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست مادر؟می گفتی بخور تا بزرگ بشی قوی بشی
من عادت کردم که هر چیزی را بدون این که دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های ترکیده ام

تعجب نکن اگر شعر تازه ای برای تو نمی نویسم
هیچ مدادی وقتی خیس میشود
نمی نویسد

چقدر تازگى دارد این روزهایى که به امید آمدن کسى دلخوش نیستم و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمی شوم
خودمانیم  بی کسی هم  بد كسى نیست

انگار بوی گندم میدهد مزرعه تنم که تو داس به دست مرا میچینی ومیکوبی و آخر به بادم میدهی

‏در نامه ای به دخترم خواهم نوشت به برگشتن اونی که بی دلیل رفته هرگز امیدوار نباش

سکوتم را به باران هدیه کردم  ***  تمام زندگی را گریه کردم ***  نبودی در فراغ شانه هایت  ***  به هر خاکی رسیدم تکیه کردم
 
هرگز به گذشته برنگردید اگر سیندرلا برا برداشتن كفشش برمیگشت هیچگاه پرنسس نمیشد

زمانی فراموشت میکنم که بالای سنگ قبرم با افسوس بگویی کاش زنده بودی

پشه ها مثل خودمونن فقط محبت ندیدن؛
اصلا هممون یه پشه درون داریم که آماده ی مکیدن خون این و اونن

هیچکس نمی تواند به عقب برگرددوازنوشروع کند
اما همه می توانندازهمین حالاشروع کنندوپایان تازه ای بسازند

خدایا صبر ایوب را به رخم نکش
عشقم را در آغوش دیگری دیدم دم نزدم

جای پای نفست مانده به صحرای خیال  ای فراسوی تبسم در دلم جاداری
بعضی ها رو باید مثل آشغال دور انداخت ولی انقدر معرفت داریم که اونارو می بوسیم و کنار میذاریم

گفتم کجا؟ گفتا به خون
گفتم چرا؟ گفتا جنون
گفتم که کى؟ گفتا کنون
گفتم نرو خندیدو رفت

معذرت خواهی همیشه به این معنانیست که تواشتباه کردی وحق با دیگران
است بلکه به این معناست که اون رابطه بیشترازغرورت برات ارزش داره

مرد و زن ندارد
به نقطه ی ما شدن که رسیدی
شور انگیز ترین باش برای عاشقانه هایت
میان مردمان شهر فریاد زن دوستت دارم
و اگر کسی چشم غره ایی رفت
تنها دعایش کن تا عاشق شودهمین

نگران فردا نباش خدا از قبل آنجا هست

ترجیح میدم همه ی چیزایی که به دست آوردمو بدم
ولی یه ساعت اون زندگی ساده ی سابقو تجربه کنم کاش

هر وقت تونستی به کسی
آرامش ببخشی
بدان عاشق شدی
وگرنه عشقی که
آرامش معشوق رابگیرد
خودخواهیست

چقدر خوبه که بدونی
یکی یه جایی داره آهنگی و
فقط به یاد تو گوش میده

باز هم قافیه را باخته ام
چون نمیدانستم
قد شعر تو شدن
چقدر سنگین است

خیلى بده احساس کنى مثل دارویى فقط وقت نیاز ازت استفاده کنند

قشنگ ترین ساعت دنیا
ساعتی بود که تورادیدم

بوسه ام را می گذارم پشت در  ***  قهرکردی  قهرکردم  سر به سر
تو بیا  در را تماما باز کن  ***  هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم  داشتی ؟  ***  آمدم  حالا تو با من آشتی ؟

این گل ها که می بینی
گل نیستند تویی
تکثیر شده ایی

میدانم تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند
اما شمار آنهایی که عاشق می مانند از انگشتان دستم بیشتر نیست

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم
که دگر باز از این گونه خطاها نکنم
بوسه دادی و چو برخواست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم

در جلسه امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید یک دنیا حرف نا گفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود

دلم شکست میگن دل شکسته دعاش زود میره بالا خدایا خودت مواظبش باش چون دیگه من نیستم هواشو خوب داشته باش نذار مثه من دلش بشکنه

بیا کلاغ
میرسانمت
من
به آخر قصه
نزدیکم

آنقدر نیستی
که گاهی حس می کنم
عشق را نسیه به من داده ای
بی تابم
نقد می خواهمت

مگر با باد نسبتى دارى
چقدر شبیه تو
یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت
 
در خاطر کسی ماندگاری که لحظه های نبودنت را با دنیا معامله نمی کند

خوشتر از قالی کرمان غزلی یافته ام نخ به نخ زیر قدم های تو انداخته ام من همان قالی پا خورده خاک آلودم  که دلم را به تمنای دلت بافته ام

بحث سر گرما بود
گفتی مرا ببوس
مقابل لب هایت
شرمگین شد ونوس

گلبرگ ها هم مثل من خسته شدند از هر لحظه شمرده شدن و هر بار رسیدن به دوستم ندارد

در دفتردل یاد تو سرمشق من است ؛
یادم نرود یاد تو تکلیف من است

بی انتها ترین جاده دنیاجاده معرفت است و کمتر کسی قادر به پیمودن آن است آهای تو که آخر جاده ای سلام

کافه چی روی میزش چنین نوشته بود
اینجا طعم دلتنگی تلخ تر از قهوه است

رد پایت را گم کردم
کاش آن شب که رفتی از چشمانم برف می بارید به جای باران

نمیدانم چرابیمارم امشب *** سکوتی خفته درگفتارم امشب *** غم اشک دلم اهسته می گفت *** پریشان ازفراق یارم امشب

اونی که این روزا میخنده حتمأ جای امنی برای گریه کردن نداره

ثانیه ثانیه ی زندگیم را شکستم خدایا زنگ تفریح میخواهم  لااقل بگذار شکسته هایم را از زمین جمع کنم

حسادت میکنم ب تو ک آسان و آسوده فراموش میکنی اما فراموش نمیشوی

بی خیالم نشو,حتی اگر مرده باشم,شاید زنده ام کند نفس مهربان تو

ای فلک گرمن نمیزادى اجاقت کوربود؟من که خودراضى به این خلقت نبودم زوربود؟من که باشم یانباشم کارگردون لنگ نیستمن بمیرم یابمانم که کسی دلتنگ نیست

هزارا ن دست به سویم دراز شود بس خواهم زد تنها تمنای دستان تورا دارم

رو ساحل قلب کسی اسم کسی رو حک نکن به این که من دوست دارم حتی یه لحظه شک نکن
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 شهریور 1393 :: نویسنده : amir amiri
نظرات ()
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:02 ق.ظ
Heya! I know this is somewhat off-topic however I had to
ask. Does building a well-established blog such as yours require a massive amount work?
I am brand new to blogging however I do write in my diary on a daily
basis. I'd like to start a blog so I can share my own experience and
thoughts online. Please let me know if you have any kind of ideas or tips for new aspiring bloggers.
Appreciate it!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 06:58 ب.ظ
Hi there mates, good piece of writing and nice urging
commented here, I am in fact enjoying by these.
جمعه 7 شهریور 1393 10:50 ق.ظ
وبت عالیییییییییییی بوددددددددد به وب منم بیا خوشحال میشم نظر یادت نره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر